|
|
٭ امير حسابدار دوباره شروع كرده و داره از زندگي دانشجويي در فرانسه مي نويسه:
" باز اين دوست آلمانيمون سوتي داد ٬ديروز توي رستوران دانشکاه سر غذا کفت : راستي شما ايراني ها عرب هستين؟ !! چنانNon اي کفتم و چنان اخمي کردم که بنده خدا تا نيم ساعت داشت Pardon !مي کفت . امروز رفته بودم مرکز شهر يه سيم کارت موبايل بخرم ... اول رفتم FranceTelecom- Orange دختري که اونجا مسئول بود کفت متاسفانه سيم کارتهامون تموم شده ٬با نهايت معذرت لطفا تشريف ببريد اون سر خيابون از اون يکي دفترمون دريافت کنيد .! من هم بانهايت پررويي جلوي چشمش رفتم اون طرف خيابون دفتر کمپاني رقيبشون يعني SFR !! اونجا همه يه سري پسر خوش تيپ و خوشرو بودن و کمتر از ۵ دقيقه سيم کا رت رو تحويلم دادن . نه صفي ،نه ۵۰۰0۰۰ تومني ،نه قرعه کشي ،نه اولويتي ،نه بدقولي مخابراتي ،نه هزينه خدمات مثلا ويژه اي !! الان که داشتم مي اومدم به اين Cyber café به خاطر سرما (دماي هوا ۵ درجه بالاي صفره ) يک پوليور يوشيدم با يک کاپشن اسکي و تازه در تمام طول مسير هم داشتم سگ لرز ! مي زدم ٬ حالا وضعيت من رو با اين سرووضع تصور کنيد وقتي ديدم يه مادمازل که سگش رو اورده بود بيرون هواخوري ٬فقط يه پوليور پوشيده با ميني ژوپ و چکمه ٬ همين !!! "
٭ پينكفلويديش: "اون شب از جلوی تلویزیون که رد می شدم خاتمی داشت باز همون کاری رو می کرد که یه موقعی به نظرم خیلی خوب بود یعنی سخنرانی کردن با چهره ای معصوم و اندیشمند که محبتش تا همین هفته پیش تو دلم بود و هر چی همه می گفتن من عین الـــــــــــــــــــــــــــــاغ ازش دفاع می کردم. دست خودم نبود به خدا ولی فحشش دادم!! یعنی فحش فحش که نه گفتم ای آشغال دروغگو! دزد رای های ما که انقدر راحت خر شدیم.
خاک بر سر من کنن که شناسنامهء نو و تمیزم رو با اون مهر دغلبازی شماها سیاه کردم؛ اونم نه یه بار نه دوبار ... خیلی خائنی. حیف اون همه احساسات پاک جوون ها که حاضر بودیم به پات بریزیم و تو هی عقب نشستی عقب نشستی تا حدی که از اون ور اون عقب عقبا به شریعتمداری رسیدی. و در نهایت دوباره خاک بر سر من کنن که الآنشم بازم دارم گریه می کنم که چرا تو انقدر بی اراده و ترسویی و دعا دعا می کنم که خدا اقلا انقدر بهت جرات بده که استعفا بدی و ما رو از این ننگ خلاص کنی که کسی که با رای ما اون بالا نشسته انقدر کوتاه اومده که دیگه بو گندش همه جا رو ورداشته. " زهرا: " حرفاي اقاي خاتمي رو درباره جايزه صلح نوبل خوندين؟ عجب رييس جمهور قدرشناسي داريم! فکرشو بکنين همين رييس جمهور، چند سال پيش براي تک تک بازيکنان بي عرضه تيم ملي فوتبال يه اپارتمان و ويلا در نظر گرفت، اونوقت الان مياد و ميگه: جايزه صلح نوبل اصلا مهم نيست!! جدا مرحبا!!! " يعني واقعا جناب رئيس جمهور اين صداهارو نميشنون؟؟!
٭ كنسرت عصار
پنجشنبه شب جاي شما خالي رفتيم كنسرت عصار. سانس اول ، روز اول. راستش انتظار نداشتم كه كنسرت به موقع شروع و مرتب اجرا شه ولي راس ساعت 6:30 (البته با نيم ساعت تاخير) پرده كنار رفت. گروه كر و اركستر 40 نفري از قبل مستقر شده بودن. اول فواد حجازي وارد شد و بعد از اون هم عليرضا عصار با همون تيپ و تيشرت و شلوار مشكي هميشگيش و در ميان تشويق 2000 نفر تماشاچي كه به انتظارش نشسته بودن وارد سالن شد. بدون مقدمه با اون صداي آخر مردونش يه شعر خفن خوندو كنسرت شروع شد. ولي فكر ميكنين با چه آهنگي؟ show me the meaning of being lonely از گروه backstreet boys !! ماجرا از اين قرار بود كه تقريبا 2تا اجرا عصار داشت و بعدش مينشست پشت پيانو و يه اجراي موسيقي و ساكسيفون هم حجازي داشت. البته با همصدايي گروه كر كه يكي از خانوماش واقعا غوغا ميكرد با چه چهه هاش بطوريكه آخرش همچين تشويقي شد كه دست و پاشو گم كرده بود! (: و همچنين تصاوير مرتبط و زيبايي هم در بك گراند پخش ميشدن. يكي ديگه از آهنگايي كه حجازي اجرا كردو خيلي مورد استقبال قرار گرفت هم آهنگ شاهكار فيلم شاهكار leon يعني shape of my heart بود. و اما خود عصار: بيشتر از نصف اجراهاي ديشبش مال آلبوم جديدش بود كه تا يه ماه ديگه به بازار مياد. با وجود اينكه من دلم ميخواست كه همش از آهنگهاي قديميش بخونه تا بتونم باهاشون بخونم ، ولي اينقدري اين آهنگ هاي جديدش قشنگ بودن كه همون موقع به دل مينشستن. عجب آلبوم قشنگي خواهد شد. مردم هم تقريبا همگي آهنگهاي قديمشو باهاش همخوني ميكردن. منم كه با تمام وجودم داد ميزدمو ميخوندم ولي صدام به هيچ جا نميرسيد. حتي خودم هم به زور ميشنيدمش! (: از همون اوايل كنسرت هم خيلي داد ميزدنو خيال نكن رو ميخواستن و عصار هم خيلي خونسرد ميگفت كه اگه صبر كنين براتون ميخونمش. اواسط كنسرت هم قدسيان آسمان رو اجرا كرد كه جاي خالي صداي اصفهاني واقعا محسوس بود. خلاصه كنسرت ادامه داشت تا با خوندن ترانه "چون نيك بنگري همه تزوير ميكنند" حافظ و دكلمه ي اين شعر و بعد هم ترانه ي خيابان خوابها ديگه سالن منفجر شد از تشويق: " رمز ديشب : يا محمد ، يا علي رمز امشب : پول و ميز و صندلي مي كشد قد كاخ هاي سبز باز صاحبان آن همه اهل نماز بازهم ورد زبان روزگار داستان تلخ دارا و ندار ... " و نهايتا هم با اجراي ترانه ي خيال نكن توسط عصار و گروه كر 2000 نفريش اين كنسرت خاطره انگيز هم راس ساعت 8:30 و بدون هيچ آنتراكتي تموم شد. براي من كه خيلي خيلي سريع گذشت و شديدا هم خوش گذشت. (: متاسفانه به توصيه ي روي بليطش عمل كرده بودم و دوربين همراه نداشتم ولي خيلي ها دوربين اورده بودنو خيلي راحت هم ميرفتن از جلو عكس ميگرفتن. (اين عكس رو از وبلاگ امير برداشتم.) اسپانسر برنامه هم Swatch بود و تبليغاتش همه ي صحنه رو گرفته بودن. در كل كنسرت مرتب منظم و خوبي بود و با وجود اينكه روز اولش بود همه چيز خيلي مرتب و منظم و خوب اجرا شد. (: راستي طبق يه حساب سر انگشتي حدودا 12 ميليون تومن درامد بليط هر اجرا ميشه. شما نميدونين كه چقدرش به خود عليرضا عصار ميرسه؟ اگر متن 2تا شعري كه عصار اول و آخر برنامه دكلمه كرد رو هم دارين لطفا تو نظرخواهي بنويسين. ممنون (:
٭ wow! شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل شد! ((:
ارزش اين جايزه يک ميليون و سيصد هزار دلار است. پاپ ژان پل دوم، رهبر کاتوليک های جهان و واسلاو هاول، رييس سابق جمهوری چک از ديگر نامزدهای جايزه صلح نوبل امسال بودند. خانم عبادی يازدهمين زنی است که از زمان برقراری جوايز نوبل در سال 1901 برنده اين جايزه می شود. وی همچنين سومين زن مسلمانی است که اين جايزه را از آن خود می کند.در حاليکه به محض اعلام خبر تصميم کميته صلح نوبل، رسانه های گروهی سرتاسر جهان خبر انتخاب شيرين عبادی را انتشار می دادند، راديو و تلويزيون دولتی ايران، که در اختيار محافظه کاران است، به اين واقعه اشاره ای نداشت! قسمتي از بيانيه ي كميته ي صلح نوبل: ما اميدواريم که مردم ايران از اينکه برای اولين بار يکی از شهروندانشان جايزه صلح نوبل را برنده شده است، احساس شادمانی کنند. ما اميدواريم که اين جايزه الهام بخش همه افرادی باشد که برای حقوق بشر و دمکراسی در ايران، جهان اسلام و نيز در همه کشورهايی که نبرد برای حقوق بشر نيازمند الهام بخشی و حمايت است، مبارزه می کنند. منابع ( يك / دو / سه / چهار )
٭
![]() مردم ايالت كاليفرنيا با راي قاطع 48 درصدي خود از بين بيش از 130 كانديدا ، آرنولد اتريشي الاصل رو به عنوان فرماندار ثروتمندترين و پرجمعيت ترين ايالت آمريكا انتخاب كردند! (:
٭ در مطالعه تازه ای درباره ميزان خوشبختی مردم که در 65 کشور جهان انجام شده است مردم نيجريه در صدر و مردم رومانی در انتها قرار گرفتند. اين مطالعه ظاهرا مويد همان مثل قديمی "پول خوشبختی نمی آورد"، است. پژوهشگران اين تحقيق می گويند ميزان شادمانی مردم در کشورهای صنعتی از جنگ جهانی دوم به بعد تقريبا ثابت مانده است در حالی که درآمد آنها به شدت افزايش داشته است. پژوهشگران ميل به تملک ماديات را عاملی "که شادمانی را سرکوب می کند" توصيف کردند.
[كل خبر]
٭ كشف آثار بي نظير باستاني در جيرفت سبب شگفتي باستانشناسان فرانسوي شد.
2000 قطعه آثار باستاني ايران كه توسط ماموران گمرك ايران كشف شد، پرده از روي 5000 سال تاريخ برميدارد. روزنامه ي فيگارو از قول ژان پرو، مدير سابق هيات باستانشناسي فرانسه نوشت كه اين كشف مانند يك زمين لرزه براي باستان شناسان تلقي مي شود و كشف اين آثار نشاندهنده ريشه ايراني تمدن خاورميانه است. ژان پرو اظهار داشت اهميت اين آثار آنقدر است كه در تاريخ باستانشناسي پس از اين نقطه عطف بين پيش و پس از جيرفت جاي ميگيرد و تمدن سامري ها در غرب ايران ديگر بعنوان مبدا حركت تمدنها تلقي نميشود و برج بابل نيز كه به عنوان مظهر تمدن بين النهرين مشهور است ميتواند الهامي از تمدن يافت شده ي ايراني باشد. گزارش كامل را از راديو فردا بشنويد.
٭ اينم يه روش جديد شيادي:
ديشب جلوي خونه ي دوستم تو ماشين منتظر نشسته بودم تا برام يه سيدي بياره. يه پسره هم اومد دم ماشين تا ظاهرا ازم آدرس بپرسه! منم گفتم نميدونم ولي يهويي مثلا شناختمو شروع كرد به سلام و احوالپرسي! (حالا صورت من تو تاريكي اصلا درستو حسابي معلوم نبود) . منم گفتم كه: راستش يادم نمياد شمارو! اونم اسم چنتا مدرسه رو پروند تا بالاخره يكيش هم اسم مدرسه ي راهنمايي من بود. من بازم يادم نيومد ولي گفتم حتما هم كلاس بوديم ديگه! خلاصه پياده شدم كه باهاش دست بدم، پريد ماچم كردو گفت چند بارم تو نوايي ديدمتو با سيويكم برات بوق زدم حدس ميزدم كه نشناختيم! اگه بدوني چه بلايي سر سيويكم اومد ! تو جاده تصادف كردم هزار جاش تركيد دست منم فلان شد، سيويكمم خدا بود و از اين حرفا! (حالا من اصلا نميدونستم طرف كيه كه بخوام هوندا سيويكشو بشناسم!!) ولي بازم گذاشتم به حساب گيجي خودمو چيزي نگفتم. گفت بشين تا در خونه بريم كارت دارم. فكر كردم كه لابد پيغامي چيزي از همكلاساي ديگمون برام داره! پريد تو ماشينو دوتا كوچه اونورتر گفت كه اينجا خونه ماست. اينم تلفن منه. امروز كه داشتم پژومونو از پاركينك ميزدم بيرون يه دختره زد بهشو پدر ماشينو در اوردو الانم ماشينو خوابوندنو خلاصه بازم كلي داستان سرايي كردو نهايتا گفت كه الان 2 تومن كم دارم! داري بدي بهم! منم ديگه چي ميگفتم! خلاصه 2 تومنه رو گرفتو متواري شد!! حالا خوبه كه دو تومن بيشتر نميخواست... ((: امروز كاشف به عمل اومد كه اين يارو معتادهو برا خرج موادش همينجوري مخ مردمو به كار ميگيرهو... عجب دنيايي شده! به هيشكي ديگه نميشه اطمينان كرد!
٭ كلاه ايمني چراغ دار معدنچي ها مد جديده؟! چند شب پيشا يه دختره تو خيابون گذاشته بود سرش، چراغشو هم روشن كرده بودو كلي هم حال ميكرد با جلب توجه كردن از مردم! ((:
نقل مطالب از اين صفحه ،
با ذكر نام و لينك وبلاگ توصيه مي شود!
|
:Special Thanks to | ||||